آموزش زبان در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 29 اسفند ماه سال 1384

سال نو مبارک انشاالله واسه همتون پر از شادی باشه و سلامتی

واسه زهرا پر از حجت واسه نوشی ارامش خاطر واشه شبشید سلامتی و خوشی مثل قبل واسه ویولت سلامتی و بهبود حالش و خلاصه واسه هرکی هرچی میخواد واسه من هم برگشت عزیزترین رو داشته باشه

الهی امین

ممول

پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1384

انجا پشت درهایی که یک به یک بسته شده 

کسی نفس میکشد که عزیزتر از او

هرگز نبوده

هرگز به ان سوی دیوار قدم نخواهم گذاشت

هرگز دیگر بار از درهای باز عبور نخواهم کرد

هرگز دیگر بار نخواهم ازرد

و.....................

هرگز دیگر بار عزیزی نخواهم داشت

این و تو کامپیوتر تکونیه امسال پیدا کردم نمیدونم نویسندش کیه نمی دونم ماله چه زمانیه فقط میدونم که یه حس خوب بهم دست داد وقتی خوندمش.

ممول

 

 

دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384

سلام

حالم خوبه خونم خوبه زندگی میگذره روحیم یه ذره ثابت شده یه ذره از نظر مالی حمایت شده هستم مامانم اینا هم پنج شنبه میرن دبی.

می خوام بگم دوست دارم

از اون نگات میترسم(الهی قربون او نگات برم)

ممول

پنجشنبه 18 اسفند ماه سال 1384

سلام

از دانشگاه وصل شدم هنوز واسه خودم باور کردنی نیست اره دانشگاه ما از حداقل امکانات هم یه چیزی اون ورتر بود اما الان بزنم به تخته حالش یه ذره بهتره.

امروز یه قرارداد خونه امضاء کردم به این شرح خانه ای در خیابان............. (یه جای خیلی باکلاس اصفهان) با ۴۰۰ تومان پول پیش و البته ماهی ۱۵۰ تومان اجاره که تقسیم به دو میشه بین من و مریم هم خونه ایم.

حالا اگه کار پیدا نکنم کلاهم که هیچی خودم و همه فک فامیلم پس معرکه هستیم بد رقم باید برم موبایل رو بفروشم و به قول عزیزترین بسوزه پدر نداری.

حال ندارم میخوام برم.

ممول

چهارشنبه 17 اسفند ماه سال 1384

سلام

من الان اصفهانم در حال کسب علم (بخوره تو سرم البته) همه چیز معمولیه و بدتر از اونی که فکر میکردم.

مامان اینا واسه عید دارن میرن دبی و من اینجا تنهام(وای ما چقدر پولداریم منتهی پول نداریم بدیم دخترمون تو شهر غریب خونه بگیره باحاله نه)

عزیزترین عزیز دنیا هم حالش خوبه.

دیروز هم ۲۴ سالم پر شد رفتم تو ۲۵ مبارکم باشه دیگه جدی جدی احساس پیری میکنم.

تولدم هم مبارک

واسم هم دعا کنید.

زهرا جون لطفآ ادرس وبلاگت رو واسم بگذار اینجا که هستم بیام بهت سر بزنم

ممول

چهارشنبه 10 اسفند ماه سال 1384

فردا دارم میرم واسه ثبت نام واسم دعا کنید.

مریم جان اون همیشه عزیزترین من میمونه حتی اگه هزارتا شیوا جون داشته باشه واسه من همیشه عزیزترین عزیز دنیا باقی می مونه باقی میمونه قول میدم.

دوشنبه 8 اسفند ماه سال 1384
الهی همون دبی هرچی اتفاق خوبه واست بیفته که دیگه عزیزترین من از سرت بیفته. الهی همونجا عاشق بشی اینقدر عاشق که عزیزترین من به چشمت نیاد الهی از دبی دیگه برنگردی
دوشنبه 8 اسفند ماه سال 1384
با شیوا جونش جلو چشم خودم حرف میزنه من چقدر بدبختم اخه؟
شنبه 6 اسفند ماه سال 1384

بشکن

زورکی نخند عزیزم

میدونم امدی بازی

نمی خوام این اخرین

بازیه زندگیم ببازی

خودتو راحت کن و

فکر که جبران گذشت اس

از منم میگذره اما

به دلت چاله نسازی

امدی بشکنی بشکن

از من ساده چی مونده

قبل تو هر کی بوده

تموم تار و پود سوزونده

تو هم از یکی دیگه

سوختی میخوای تلافی باشه

بیا این تو دل و

باقی احساسی که مونده

دل ما اونقده پاره اس

موندنش مرگ دوبارس

اسمون سینه ما

خیلی وقته بی ستاره اس

همینی که باقی مونده

واسه دلخوشی تو بشکن

تیکه تیکه هامو بردن

اخرینشم تو بکن

نمی خوام بگذره عمری

خسته شی واسه فریبم

یقته تو نمیگیره هیچکس

اخه من اینجا غریبم

بزن و برو عزیزم

مثل هر کس که زد و برد

طفلی این دل که همیشه

به گناه دیگرون مرد

نفرتت رو از غریبه

سر یه غریب خراب کن

خنده کوتاهمم رو

بیا گریه کن عذاب کن

مهمم نیست به چه جرمی

یا گناهی این سزاشه

باقیه دلم یه مشت خاک

همینم میخوام نباشه

عقده های یه شکست و

خالی کن سر دل من

دیگه متروک مونده و سرد

خاک پیر ساحل من

از نگاهت خوب میفهمم

که تو فکرت یه فریبه

بازی بسه پاشو بشکن

من غرب و تو غریبه.

رضا صادقی

عزیزترین اینجاس خیلی حرفا رد و بدل شده که حالا دعایه هر روزه من رو تبدیل کرده به این

خدایا به من کمک کن همون ادمی باشم که اون میخواهد.امین

ممول

 

دوشنبه 1 اسفند ماه سال 1384

وای باورم نمیشه هزار بار صفحه سازمان سنجش رو باز کردم و هی اسمم رو چک کردم خودم هستم؟ نه شاید اشتباه شده؟ وای خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا جون  مرسی.

اول کلی هی به خودم روحیه دادم که اگه اسمم نبود خیلی شک نشم بعد که صفحه باز شد تو قسمت نام خانوادگی اسمم رو وارد کردم تو قسمت نام فامیلم رو زد همچین داوطلبی وجود خارجی نداره اصلآواسه یه لحظه این شکلی شدم بعد یه دفعه فهمیدم چه اشتباهی کردم زودی درستش رو وارد کردم زد بله خانومی مبارکه کلی لی لی لی قبول شدی اصفهانبعد دقیقآ جیغی زدم که مامانم سه متر پرید هوا.

اما هیچکس خوشحال نیست جز خودم و دوستام بابام که بغش رو کرده سه من مامان هم که از اون بدتر. ولش کن حالا حالم خوبه گور بابی دنیا.

ممول

پ.ن: راستی مرسی واسه اینکه واسم دعا کردید.

   1      2    >>
Daisypath Next Anniversary PicDaisypathNext Anniversary Ticker