مخصوص زوجهای جوان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 22 فروردین ماه سال 1385

با دوست دختر جدید قرار دارن تشریف بیارن برن نمیدنم کجا پیش هم باشن بعد جا و وقت نداره من برم پیشش.

ممول

دوشنبه 21 فروردین ماه سال 1385

یواش یواش داره میشه یک سال. به قول اون یه سال عذابش دادم و به قول من یک سال تونستم عشق رو تجربه کنم(البته یه طرفه) به قول اون یک سال دهنش رو سرویس کردم به قول من یک سال تونستم از اینکه کسی رو دوست دارم راضی باشم به قول اون یه سال با احساساتش بازی کردم و به قول من یک سال یه اقا بالا سر داشتم که بهم امر میکرد چی کار کنم چی کار نکنم اما هیچوقت حمایتم نکرد به قول اون....

اگه بخوام بگم میشه مثنوی ۷۰ من کاغذ اما دعا کنید سال دیگه بیام اینجا و بنویسم داره یواش یواش میشه دو سال. با همه مشکلاتی که دوست داشتن تو داره و برام به وجود اورده هنوز با تمام وجودم دوستت دارم دیگه هم واسم مهم نیست باور میکنی یا نه.

ممول

شنبه 19 فروردین ماه سال 1385

دیشب باز قهر کرد چرا؟ چون من تو خونه پوسیدم نتونستم پیداش کنم رفتم خونه دوستم ساعت ۱۲ برگشتم ایندفعه دیگه نمیدونم چی کار کنم .

ممول

راستی مرسی که کامنت میگذارید و من مثلا این بیشعور ها این کار رو نمیکنم

 

پنجشنبه 17 فروردین ماه سال 1385

رفته مهمونی رفته خوشگذرونی منم باید برم گم شم برم بمیرم برم فقط نباشم نباشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم.

میگه انشاالله که تو مدت مهمونی مزاحم نمیشی میخوام مخ بزنم رشته کلام از دستم در بره.

ممول

چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1385

وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است.................

 وقتی که خندیدیم گفتن دیونه است..................

 وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره.............................

 وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش.............................

وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه...................................................

وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه...................................................

 حالا ام که عاشقیم می گن گناهه

بابا من عاشقتم چرا نمی فهمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

ممول

یکشنبه 13 فروردین ماه سال 1385

دیگه دارم خسته میشم دیگه دارم میارم بالا دیگه داره حالم از این وضعی که دارم بهم میخوره چقدر دلم میخواست این جرعت رو داشتم که شیر گاز رو باز میکردم و میخوابیدم چقدر دلم میخواست میتونستم رگم رو بزنم و راحت بشم یا یه مشت قرص بخورم و از این وضعیت خلاص بشم دیگه خسته شدم دیگه بریدم دیگه نمیتونم جدی میگم کم اوردم شدید خیلی شدیدتر از دفعه های قبل این کم محلیهاش این بیتفاوتیهاش این فحشهایی که میخورم بی دلیل فقط به خاطر اینکه دلم میخواهد یکم بیشتر باهاش حرف بزنم داره دیوونم میکنه. نه می تونم ببرم نه دیگه میتونم ادامه بدم به خدا خسته شدم.

خدا اگه صدام رو میشنوی جواب بده دارم عذاب میکشم این عذاب از عذاب جهنم بدتره به خودت قسم بدتره چرا نمیشه چرا هرکاری میکن نمی شه دیگه خسته شدم بهم صبر بده مثل زهرا بهم صبر بده.

ممول

یکشنبه 13 فروردین ماه سال 1385

۱۳ به در همتون انشاالله خوش گذشته باشه واسه من که با فحش و کم محلی برگذار شد اونم تو خونه با کلی اشک وو اه.

انشاالله همتون به مراد دلتون برسید من هم مثل شما.

ممول

شنبه 5 فروردین ماه سال 1385

دلم پر از گلایه هاست

منتظر رسیدنت

پنجشنبه 3 فروردین ماه سال 1385

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم

تا کجا بی خبر از حال تو باشم

مگه میشه از تو دل برید و دل کند

 بگو می خوام تا ابد مال تو باشم

 از کسی نیس که نشونی تو نگیرم

به تو روزی میرسم من که بمیرم

 هنوزم جای دو دستات خالی مونده

تا قیامت توی دستای حقیرم

خاک هر جاده نشسته روی دوشم

کی میاد روزی که با تو روبرو شم

من که از اول قصه گفته بودم

غیر تو با سایه م نمی جوشم

ممول

Daisypath Next Anniversary PicDaisypathNext Anniversary Ticker